أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
369
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىنامد . مىگويند كه خرماى مصرى خشك است و آنكه در ناحيهء روستاى « اريحا » در فلسطين است - نرم ، آبدار و شيرين . آن را « خوزستانى » مىنامند . ديگر گونهها ميان اين دو قرار دارند . خرماى خشك را در سجستان قصب 5 ، نرم را دقل 6 و آنچه ميان اين دو است ، نرم خشگير 7 مىنامند . جايى كه نخل زياد است و به فراوانى مثلا در عراق 8 و ناحيهء بصره كاشته شده است 9 ، انواع گوناگون يا از روى قصد يا از روى اتفاق آميخته مىشوند ، و آميختگى پيوسته و هر روز افزايش مىيابد . به همين جهت يك بار گونههاى خرما را در بصره شمردم ، بيش از سى بود . وضع در مورد ديگر ميوهها مانند انگور 10 و جز آن نيز همينگونه است . در كتابهاى پزشكى غالبا از خرماى هيرون نام مىبرند اما از بررسىها نتيجهاى مشخص به دست نيامده است . 11 ابو حنيفه مىگويد كه دقل هر درخت خرما [ از نوع ] نامشهور است . 12 عجوه 13 و برنى 14 بهترين خرماى حجاز است ، ديگر [ انواع ] لينه 15 [ ناميده مىشود ] . « عجوه » شبيه سهريز 16 در عراق و اصل اين نام فارسى است . جلف 17 و فحّال 18 [ گونههاى ] نر درخت خرما ، جمّار 19 مغز سفيد درخت خرما در قلهاش و اين قلب و قلب 20 آن است . ( 1 ) . ميوهء درخت خرما Phoenix dactylifera L . ؛ سراپيون ، 42 ؛ ابو منصور ، 89 ؛ ابن سينا ، 732 . ( 2 ) . تمرا . ( 3 ) . نسخهء الف : بلوطى صقلا ، نسخهء فارسى : بلوطميقلا ، بر بهلول ، 14 395 : بلوطى دقلا . ( 4 ) . ظاهرا ترجمهء عربى جالينوس را در نظر دارد . ( 5 ) . القصب ، Lane ، 2521 : القسب . ( 6 ) . الدقل ، قس . Lane ، 898 . ( 7 ) . نرم خوشگير ، نسخهء فارسى : نرمخشكه . ( 8 ) . سواد العراق ، ممكن است به معناى « ناحيهاى ميان بصره و كوفه » نيز باشد ؛ Lane ، 1462 ؛ قس . منابع عربى ، I ، 377 . ( 9 ) . در پى آن واژهء نامفهوم خدم . ( 10 ) . الاعناب ، نك . شمارهء 732 ، نسخهء فارسى : چون انگور و خربزه و غير آن . ( 11 ) . در فرهنگها فقط اشاره مىشود كه « هيرون » نوعى خرماست ؛ لسان العرب ، XIII ، 436 ؛ II , Dozy ، 774 . در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « مىگويند كه خرماى هيرون سرخ و ريز است ، هستهاش